دوراهی ..

خرید بک لینک

امکانات وب

خسته وله و با انگیزه تر از همیشه

بقدری لذت میبرم

مشغول تحلیل محصول فروشگاه شرکتم...

بقدری عمق میرم نمیفهمم کی زود شب میشه

شبم که میرسم مشغول کارای دیگه

این روزا تنها انگیزه و امیدم کارمه

خدایا شکرت..

رنگ مو خریدم موهامو رنگ کنم تغییر کنم یکم

ولی راضیم از این وضعیت...

دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

cron job که نوشتم خیلی خوب جواب داد تو لاراول خیلی خوشحالم کرد میاد گارانتی ی هفته قبلش چک میکنه و اس ام اس میده...

الان باید برم سمت event وcron job وqueue تو لاراول و ی چیز توپ بنویسم...

امروز موهامو رنگ کردم واسه اولین بار و خوشحالترینم

دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

سرم و خنثی نمیفهمه چ خبره به ی سری چیزا فکر میکنم انگار من تو اون اتفاقا وبا اون ادما نبودم انگار داستان خوندم یا فیلمشو دیدم درحالی که خود خود خوو من کنار اون ادما زندگی کرده. ی سال با درد گذشت ی سالی که عجیب ترین تا الان بوده برام شاید سالای بدهم بگم عجیب تر از قبلیا اوموقع اتفاقاتی برام افتاده. خیلی عوض شدم خیلی به چیزایی فکر میکنم بعضی وقتا خودم از خودم تعجب میکنم چقد این پخته فکر میکنی دختر!!! امروز با کودک درونم ی ارتباط کوتاه گرفتم شاید هم توهم بود نمیدونم هرچی بود اون چند لحظه حالم خیلی خوب بود. مریم نمیدونم چندسال حرف نزده بودیم باهام از دوران هنرستان به بعد که یهو عوض شد.اونشب بهش تولدشو تبریک گفتم برگشت گفت گردنبندی که بهش دادم هنوز گردنشه...خیلی خوشحال شدم که کادوم برای ی ادم انقد عزیز بوده.من همیشه کادوهایی میگیرم که قابل استفاده و خاص باشه برای اون ادم.من از اون گردنبندا به دو نفر دیگه ام داده بودم یکی که عمرا استفاده کرده باشه باز شاید اونیکی .... خلاصه همینکه ی نفرو اینجوری خوشحال کردم که بعد از چندسال خودش اومده میگه ینی ی اتفاق بزرگ برام ینی عاطفه داره با روحیتاش هم مسیر میره جلو. ۵شنبه ازمون استخدامی ایرانخوردو دارم فردا کارتش میاد فردا تولد یکی دونم عزیزترینم فائزس.الهی دورش بگرده یکی یدونه خواهر. اوضاع کاریمم حالم بخاطر خوب نیست گرفته ام و استرس دارم و دل اشوب...هییییییییی میگذره این روزام فقط کافیه محکم باشی دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

امروز یعنی ۵شنبه صبح رفتم ازمون استخدامی ایرانخوردو برخلاف میل خودم ثبت نام کرده بود و قطعا بدون امادگی رفته بودم جاهایی که با لبه تکنولوژی و افراد کارکشته هستن حتی اگه شرکت خصوصی کوچیک باشه و ببینم از مهارتم و استعدادم استفاده میشه وپیشرفت میکنم ترجیح میدم به جای دولتی و با تکتولوژی پایین و سطح دانش افراد پایین. خلاصه از عجیب تراز همه این بود اومدم کارتو بگیرم قلبش میگفتم اه حالا میندازن ی جای دورافتاده که عرب نی افتاده من حال ندارم برم.تو کارت اسم دانشگامو دیدم چشام برق زد و بعد از ی سال برگشتم تو همون دانشگاه برای ازمون دیگه ای. همش این تو ذهنم بود عاطفه چقدددد دنیا کوچیکه چقددد.ی زمونی کنکور دادم ارزوم بوو همینجا قبول شم ینی کل بچه های هنرستان دانشگاه لارجشون همینه.قبول شدم اونم دوبار بعد از تموم شدن درسم تو ارزوی قبلی باید ازمون بدی برای لول بعدی خیلی عجیبههه خیلیی.خلاصه رفتم اومدم. دلشوره دارم اینجا مینویسم که ببینم روزی ج روزایی پشت سر گذاشتم.. حقوق لاراول کارا رو میبینم دلم میخواد بعد عید برم از این شرکت ولی میترسم چون من اینجا کارم لاراول نبوده میترسم برم تو مصاحبه رد شم یا اینکه بعد چند وقت کار کردن تو جای جدید بیکار شم.اوضاع خانواده داره به سمتی میره که بیکار شدم من فاجعس چون ممکنه حتی تا چند وقت من کا حقوقمو بدم واسه خونه. از طرفیم قراره ی پیج فروش لباس خونگی برای مامان بزنم که اوضاع خونه رو نجات بده.میترسم پیجه نگیره خلاصه چیزی شه کهدمن شرمنده خانوادم شم. خدایا میدونم میبینی حالمو من هیجوقت نذاشتم ترسام محاصرم کنن نذارن پیشرفت کنم ولی اینسری هوامو داشته باش چون فقط خودم نیستم خانوادمم هستن شرمندم نکن.... برای کادو روز مادر امروز مامانو بردم کفش خریدم برای فائزه ام با دوروز تعطیل ی جشن مفصل گرفتم... خانوادم همه چیزمن دلم نمیخواد تو دلشون اب تکون بخره دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

امروزم پیش سوسن اینا گذشت خیلی خوش گذشت از اون بیشتر خوشحالم برای پروژه جدید اینم ی سایت برای مهراده ولی نوعش فرق میکنه کل تحلیل و طراحی و بک اندش دست خودمه خدا میدونه من چقد ذوق دارم براش اینو بزنم قطعا بعد عید کار خوب تر پیدا میکنم با حقوق بهتر و از اینجا میرم. ادمای اطراف الانمو دوس دارم و تا این لحظه اسیبی ندیدم امیدوارم همینطوری بمونه نمیدونم چمه خوشحالم از ته دل از خودم راضیم به خودم افتخار میکنم با این شرایط جامعه با این اوضاع داغون با سن کمم تو این لولم...به امید پیشرفتای گنده تر و خبرای قشنگ تر. فقط همینا تونسته شکست روحیو جداییمو به چشم نیاره ولی ته ته اینه که چرا دوبار منو اینجوری خورد کردنو شکستن وقتی به دردایی که کشیدم فکر میکنم ناخوداگاه میرم تو ناحیه امنم و از همه لحظه ها بیشتر تنهایی رو برای خودم انتخاب کنم. ی بنده خدایی میگفت تو خیلی عجله میکنی صبر داشته باش جوری برات درست میشه خودت نمیفهمی از کجا... ارتباط گرفتن با کودک درون بی تاثیر نیست از وقتی باهاش ارتباط گرفتم کمی حالم روز به روز بهتر میشه. میخوام به روی خودم بیارم دوره ها بی تاثیره و اینا ولی واقعا روی من تاثیر گذاشت من جدی جدی دارم برای خودت ارزش قائل میشم هرچی اذیتم کنه یا نخوامش به راحتی میذارمش کنار. ولی خدا به امید خودت من تو دنیا حتی اگه تک و تنها باشم تنها دل خوشیم تویی که وجودتو تو هر لحظه حس میکنم رفیق ترین رفیقا... دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

خواب عجیبی دیدم خواب دیدم حامله ام! اونم اوایلشه تعبیرش خیلی شبیه حال و احوال الانم بود بمونه اینجا برای آینده تعبیر_خواب دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

من بعد عید اینجا نمیمونم!!!! امروززززز دیگه تهش بود تهش این زندگی فقط سیلی زدن به ما رو بلده! دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 83 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

شرکتی که هستم تو همه چی دقیقه دیروز اصلا چشم امید به حقوق نداشتم با ته حسابه ۳۰ هزاری چشامو باز کردم دیدم ۷ صبح واریز شده با اینکا جمعه بود. چ نعمتی بهتر از ساعت شناوری برای برنامه نویس جماعت. دوتا پروژه یکی ازبیس داریمش یکی ام که از صفر باید تحلیل و طراحی کنم بک اند لیست از چیزایی که باید یاد بگیرم برای تغییر شرکت گرفتم دنبال ی اپ ساده زمانبندی هستم. احتمالا فروردین یا حتی اردیبهشت تو این شرکت باشم امیدوارم برسم به همشون بخونم فول شم با این پروژه جدید که خیلی خفنه بترکونم ۱۴۰۰ سال تو ی شرکت خوب با حقوق خوب باشم حقوق خوب برای تعویض ماشین مدل بالاتر من تابحال نشد این بنویسم و نرسم بهش. با قدرت میرم جلو پس.. ________________// تو اوج شر شلوغ یاد پارسال میوفتم کجا بودم هر روز پیش کی بودم...دلم تنگه برای اون روزامون برای خودمون تو اون روزا حتی با اون رابطه کاملا غلطمون...هنوزم اون احساس پاک و لطیفمو میتونم لمس کنم. قوی ادامه میدم..خیلب عجیبه دیگه دونفر کنار هم میببنم دلم نمیلرزه.نمیگم خوشبحالشون.انگار دیگه قبول کردم حالا حالاها همینه کار فقط کار ...میترسم چشمامو ببندم ببینم ۵۰ سالمه جز کار کردن از زندگی لذت نبردم. کاش کسی باشه هم مسیر هم فکرم باشه کسی که بفهمتم کسی بدونه این عاطفه لعنتی چی میخواد واقعا... نمیدونم چرا به رابطه خراب شدم فکر کنم درحالی که میدونم هیج چیزی برای من نداره.خودم میدونم داخلش چی هست باز حس ادمی رو دارم که از دل اتیش دراومده رفته تو قطب دلش برای گرمای اتیش تنگ شده. هیییییی بالاخره که میگذره این روزام عاطفه خانم دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: پنجشنبه 14 اسفند 1399 ساعت: 19:01

باز تصمیم گرفتم مهربون شم .بعضی وقتا خودم از جنگیدن خسته میشم

دیگه اوضاع همینه باید عادت کنم ، چون هیچ کاریش نمیشه.میدونم باید سطح انتظاراتمو بیارم پایین تا بتونم خوشحال باشم و حال خودمو نگیرم.

ی سردرد تو مخی نصفه شبی ول من نیست.

دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 23:20

vue js تا همون حد ی مثال که چجوری میتونه ی چیزی تو یجدول نشون بده ول کردم.

میخوام باز برم سراغ لاراول.

دقیقا من از هجدهم ماه پیش شرکت نرفتم و خونه ام و هیچ کار خاصی جز خوردن و خوابیدن و نهایتا چند باری آشپزی نکردم.حس تنفر از خودم و تنبلی پیش از حد و عذاب وجدان خیلی اذیت کنندس.

میخوام شروع کردم اگه باز وسطش نپریدم تو ی کار دیگه.

دوراهی .....

ما را در سایت دوراهی .. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 23:20

صفحه بندی